مرتضى راوندى

749

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

محموله را جا مىدادند . البته امروز ظرفيت كشتيهاى بارى را به واحد هزار تن مىسنجند ولى بايد در نظر داشت كه كشتيهاى ونيزى حامل كالاهاى كم‌وزن و پربها بود . از دفاتر مربوط به اوايل قرن پانزدهم ، چنين استنباط مىگردد كه تقريبا سالى 45 كشتى به حمل‌ونقل مشغول بودند كه از آن ميان ، چهار كشتى به فلاندر ، چهار كشتى به شهر بيروت ، سه كشتى به درياى سياه ، سه كشتى به اسكندريه ، دو كشتى به فرانسه و دو يا سه كشتى حامل زائران به حيفا مىرفته‌اند . » « 1 » گرمى بازار تجارت به رواج صنعت كمك مىكرد . در شهرهاى صنعتى ايتاليا و فلاندر ، صنعت پارچه‌بافى اهميت فراوان كسب كرده بود . در كارخانه‌ها كارگران زيادى كار مىكردند و محصول فراوانى به بازار عرضه مىكردند ، و از اين راه سرمايه‌داران سود كلانى بدست مىآوردند . در اوايل قرن چهاردهم ، دويست تن از سرمايه‌داران ، پشم فلورانس را در انحصار خود داشتند ، و در حدود صد هزار قطعه پارچه محصول سالانه آن بود كه بوسيلهء سى هزار كارگر آمادهء بازار مىشد . در اين ايام ، كار با دست انجام مىگرفت و هنوز ماشينهايى كه با قوهء بخار يا فشار آب كار كند كشف نشده بود . صنعت و تجارت بدون مؤسسات بانكى نمىتوانست به فعاليت خود ادامه دهد . فعاليت اقتصادى بانكها در اين دوره ، شايان دقت است . منفعت وام بسيار زياد بود . گاه قدرتمندان و پادشاهان ممكن بود قرضى بگيرند ولى با سوءاستفاده از قدرت ، قرض خود را منكر شوند . ميزان بهره در مواردى ، به 266 درصد در سال مىرسيد . در سال 1420 ، دولت فلورانس كوشش بيهوده‌اى به كار برد تا حداكثر نرخ بهره را به بيست‌درصد محدود كند . مصرف قرض گوناگون بود : پادشاهان پاپها و حكمرانان پول را براى جنگ و ادارهء دستگاه خود لازم داشتند ، در حالى كه بازرگانان پول را براى فعاليتهاى بازرگانى ، مسافرت و ديگر امور مربوط به شغل خود لازم و ضرورى مىشمردند ، بانكداران ، مثل صرافها ، پول قرض مىدادند ، و از همه مهمتر ارسال پول را به نقاط دوردست تسهيل مىكردند ، و اين اقدام از خطرات احتمالى كه پول را در طول راه تهديد مىكرد ، جلوگيرى مىنمود . نفوذ بانكداران بزرگ در قرن شانزدهم ، فزونى گرفت ؛ بطوريكه گاه سلاطين و پاپها دست نياز بسوى آنان دراز مىكردند . ياكوب فوگر در سال 1523 به شارل پنجم چنين مىنويسد ! « اين نكته از روز روشنتر است كه اعليحضرت بدون كمك من نمىتوانستند تاج امپراتورى را بر سر نهند ، و من مىتوانم براى اثبات آن ، اسنادى ارائه دهم كه به امضاى تمامى كارگزاران اعليحضرت رسيده است . در اين كار ، من از منافع شخصى پيروى نكرده‌ام . اگر من از پشتيبانى خاندان سلطنتى اتريش ابا كرده و به فرانسه كمك نموده بودم ، املاك وسيع و طلاى فراوان را كه به من تقديم شده بود تحصيل مىكردم . اين‌كه اين كار چقدر به ضرر اعليحضرت و خاندان سلطنتى اتريش تمام مىشد ، خود اعليحضرت با تعقل صحيح مىتوانيد دريابيد . بنابراين ، در نهايت فروتنى ، از اعليحضرت تقاضا دارم ، خدمات ناچيز و صميمانهء مرا

--> ( 1 ) . همان . ص 367 - 365 ( به اختصار ) .